بی خیال که نارفیق روزگار
دل گرم تو نداده سایه سار
بی خیال اگه که زیر این کبود
از شروع قصه هاهیچکی نبود
نشکن از این که نداری مهربون
توی خلوت شبات یه هم زبون
نگیره غصه ات از آدمای سرد
نشه درد دل تو این همه درد
ولشون اگه که بی خیالتن
نذار این جوری این چیزا بت غصه بدن
بگو داد بزن : " خوشم آی آدما غصه ای نیست اگه تلخین شماها"
بچه ها من چیکار کنم؟ معماری یا نرم افزار مساله... چیه راستی؟![]()
اولا که دوباره هورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااااااااا![]()
واسه اینکه سراسری معماری قبول شدم.اونم کجا... ![]()
برای همتون کلوچه میارم قول قول
. نه مثه اون شیرینیه.
دست چپم رو قلبم دست راستم بالا : قول![]()
به قول سپیده
خوشلا واسه همه ی تبریکاتون ممنون.![]()
![]()
بفرمایید اینم شیرینی قبولی![]()
![]()
![]()
سلام
دیروز واسه ی من یه روز توپ بود .
آخه میدونید من قبول شدم ![]()
![]()
هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااا
هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااا
اونم چی
نرم افزار
از خوشحالی تو پوست خودم گنجونده نمیشم![]()
راستی می خواستم به تمام کسایی که کنکور 85
به خوبی پشت سر گذاشتن تبریک بگم
و بهشون بگم وا قعا" خسته نباشید .
عید همتونم مبارک![]()
آواره ی خیابان ها
کسی که آن طرف خط نشسته است مجنون است
الو سلام عزیزم صدایت محزون است
مپرس از من آواره ی خیابان ها
ز دست من دل این شهر هم چنان خون است
مپرس مضحکه ی مردمان این شهر
که عقلشان همگی از حساب بیرون است
یکی به خنده می گوید روانی است این مرد
یکی دگر به تا سف دچار افیون است
مپرس حال مرا زندگی خود را باش
تو نیز خسته غم و غصه هایت افزون است
فقط همین که بدانی که زنده ام کافی است
چه لازم است که بگویم حال من چون است
نمی شود که بگویم که دوستت دارم
نمی توانم لیلی! خلاف قانون است![]()
![]()
پ.ن1: اگه میاینو واسم کامنت میذارین آدرس وبتونو بنویسین.
(خواهشا" تا بتونم ازتون تشکر کنم)
پ.ن2:به امید تنها هم میگم که واسه ی همه ی قاتل که کمپوت
نمی یارن مخصوصا" واسه قاتل پری خانم
پ.ن3:به آقای ایکس: منظورتون چیه؟
![]()
![]()
حرف هایم پر از خیال است
خیال هایم پر از حرف های سکوت
و سکوتم پر از خیال حرف های است
که به دنبال هم درون حنجره ام
اعدام شده اند
ته خیال هایم پر از ترس است
وترسم پر از تو
تو که در انتهای دو خط موازی خیال هایم
به دنبال بی نها یت می گردی
ته خیال هایم همیشه
سپیدی سایه ی دختری است
که موهای پریشانش
به دنبال برخورد خیال های موازیم می گردد
من می ترسم...
بارها از نفرت گذشته ام و عشق را چشیده ام. اما حد عشق آنقدر بوده که باز به نفرت رسیده ام.
جویا شدم حال تورا از پشت درهایت
یعنی که باز آغاز گشته دردسرهایت
باور نمی کردی که بعداز سیصدو شش روز
پیدا شوم یک بار دیگر دورو برهایت
یادت که هست آن روزها و فال حافظ ها
هرروز طرح یک غزل از نامه برهایت
انگار تو آن ماه رویایی نبودی که
من راجدا می کردی ازبین قهرهایت
حالا به قول مولوی این تو همان تو نیست
سر در نمی آرم دگر از بین سرهایت
القصه این که ما را از خود بی خبر مگذار
کم می رسد اطراف این خانه خبرهایت
خسته ام . از دست تو و خودم خسته شده ام .دیریست دست از سرم برداشته ای
فراموشت شدم و تودیگردرصحن چشمانت جایی برای من دست وپا نمی کنی![]()
گاهی وقتها با خودم می گویم کاش حداقل...نه! اگر مورچه هم می شدم فرقی به
حالم نمی کرد. تو حتی آزارت به مورچه ها هم نمی رسد.....![]()
seni seviyorum![]()
شب بخیر
واسه من تو بهترینی تا ابد فکر نکن که این شعاره عزیزم
جونم واگه بخوای خیالی نیست تو فقط بکن اشاره عزیزم
با تو بودن افتخاره واسه من بی تو بودن به خدا مرگ منه
اگه تنهام بذاری بدون دلم دیگه تا آخر عمر نمی زنه
بخت درخونه رویکبارمیزنه خوب می ترسم مثه توخیلی کمه
اگه توبری جداشی ازدلم تاابدوجودمن پرازغمه
اینم ازترانه امشب من در بیام ازتوی وزن وقافیه
زیادی دارم تورو لوس می کنم شب بخیر برای امشب کافیه
ببخ ببخشیداگه دیر آپ می کنم واقعا سرم شلوغ و معتقدم که:
گاهی سکوت بیش از تمام حرفها مقصود را بیان می کند
می خواهم:![]()
با آزادی در کنارت باشم
بدون اصرار تو را بخواهم
با احساس گناه ترکت نکنم
با سر زنش از تو انتقاد نکنم
و با تحقیر به تو کمک نکنم
و اگر تو نیز با من چنین باشی
یکدیگر را غنی خواهیم کرد
( ویرجینیا ستیر)