سلام![]()
به همه ی دوستای گلم .
من برگشتم.بعد کلی اومدم بگم خیلی دوستون دارم
و نمی دونید چقدر سخت بود این مدت. از همتون که اومدید و کامنت گذاشتید ومن نبودم که بهتون سر بزنم معذرت می خوام.![]()
خوب چه خبر من که کلی خبر وتعریف کردنی واستون دارم.نمی دونم از کجا شروع کنم.از روز اول دانشگاه بگم که کلی بامزه یا شاید خیلی خنده دار بود.حالا کم کم تعریف می کنم.
5شنبه شانسمون زدو استاد قرچکی
(حالا ازش بعدا" میگم براتون)نیومد.ما هم که تا شناور و دیدیم ریختیم تو سرویس 2 دقیقه نشسته بودیم که دیدیم یه یارو ،واویلا، عند راننده، دستو بنداز،
کلی خندیدیم تا ماشین راه افتاد پسرا هم که باز شروع کردن به دست زدن و.....
!!!!! راننده زد رو ترمز گفت:های آگا (آقا) مگه اینجا رقاص خان یه،
کثافت احمق بیشور (با لهجه بخونید)
خلاصه حدود بیست دقیقه یه قدم یه قدم میرفتیم پسرا دست میزدن یارو وای می ستاد یهو قاطی کرد رفت عقب سر مظلوم ترین پسر کلاسمون که یه پسر عینکی
یعنی آرتور داد زدو هر چی از دهنش درومد گفت بعد یه سری به نشانه اعتراض ریختن بیرون
خلاصه ماجرایی بود جای همتون خالی .همین دیگه حالا دیگه چشام باز نمیشه خستم
ولم کن دیگه بسه .