تبليغاتX
زمزمه ی خیال -

سلام

دیروز واسه ی من یه روز توپ بود .

آخه میدونید من قبول شدم

هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااا

هوررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررراااااا

 اونم چی نرم افزار

از خوشحالی تو پوست خودم گنجونده نمیشم

راستی می خواستم به تمام کسایی که کنکور 85

به خوبی پشت سر گذاشتن تبریک بگم  

و بهشون بگم وا قعا" خسته نباشید .

عید همتونم مبارک

آواره ی خیابان ها

کسی که آن طرف خط نشسته است مجنون است

الو سلام عزیزم صدایت محزون است

مپرس از من آواره ی خیابان ها

ز دست من دل این شهر هم چنان خون است

مپرس مضحکه ی مردمان این شهر

که عقلشان همگی از حساب بیرون است

یکی به خنده می گوید روانی است این مرد

یکی دگر به تا سف  دچار افیون است

مپرس حال مرا زندگی  خود را باش

تو نیز خسته  غم و غصه هایت افزون است

فقط همین که بدانی که زنده ام کافی است

چه لازم است که بگویم حال من چون است

نمی شود که بگویم که دوستت دارم

نمی توانم لیلی! خلاف قانون است

پ.ن1: اگه میاینو واسم کامنت میذارین آدرس وبتونو بنویسین.

(خواهشا" تا بتونم ازتون تشکر  کنم)

پ.ن2:به امید تنها هم میگم که واسه ی همه ی قاتل که کمپوت

نمی یارن مخصوصا" واسه قاتل پری خانم

پ.ن3:به آقای ایکس: منظورتون چیه؟

پ.ن۴:سپیده جونم واسه ی همه ی کامنتات ممنونم

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 14:4  توسط مریم پاییزی  |